مخاطبان گرامي
مشكل فني سايت بهمن آباد رفع شده است.
براي مشاهده سايت، به آدرس بهمن آباد مراجعه فرماييد.
از مخاطبان گرامي به دليل خرابي سايت بهمن آباد پوزش مي طلبيم و در صدد تعمير آن هستيم.
سایت جدید بهمن آباد تحت آدرس رسمي
راه اندازی شده است.
از اين پس، مطالب جديد در اين سايت منتشر مي شود. همچنين، مي توانيد مطالب گذشته را در سايت مذكور مشاهده فرماييد.
چنانچه تمایل داشتید، نظر بدهید.
در حال حاضر، وبلاگ بهمن آباد با استفاده از 2 آدرس شامل «www.bahmanabad.blogfa.com» و «www.bahmanabad.ir» قابل رؤيت است كه با راه اندازي سايت جديد، شما مي توانيد با آدرس دوم («www.bahmanabad.ir»)، سايت را باز كنيد.
اميدواريم با رونمايي طرح جديد، همشهريان محترم به همكاري بيشتر رغبت پيدا كرده و در راستاي ثبت تاريخ بهمن آباد، تلاش كنند.
آقای حسن بهمن آبادی فرزند استاد حسین حوالی ظهر روزچهارشنبه به دیار باقی شتافت.
به گزارش خبرنگار سايت بهمن آباد، پروژه گاز رساني به مكان هاي ياد شده، با حمايت خيّران بهمن آباد انجام مي شود.
سایت بهمن آباد این مصیبت وارده را به خانواده وی، خویشان و مردم بهمن آباد تسلیت می گوید و برای آن مرحوم، علوّ درجات و برای بازماندگان نیز صبر جزیل مسالت دارد.
طبق یک سنت پسندیده برای بزرگداشت ایام محرم، عازم کویر بهمن آباد شدیم. حمید عزیز از قبل آمادگی اش را برای این سفر اعلام کرده بود.ساعت 9 صبح روز 5 شنبه از تهران خارج شدیم برای رسیدن به مقصد باید بیش از 500 کیلومتر راه را در نوردیم راننده با صبر و حوصله ی خوبی که دارد به سرنشینان اتومبیلش آرامش می بخشد از خواب و چرت قاچاقی سرنشینان خبری نیست هر ۳ نفر(و برادرخانم) حرف هایی برای گفتن داریم ولی حمید بی خار خار( دغدغه) نیست. ایشان تصمیم گرفته عصر امروز( شب جمعه) ما را به مزار در گذشتگانمان برساند. نیت خیر این جوان به بار نشست و یک راست ما را به نزدیکی خانه ی ابدی پدر و مادرو خویشانمان برد. برای استادم(مرحوم پدر) و مربی ام (مرحومه مادر) و همه ی خفتگان در خاک فاتحه و قرآن خواندیم و به خانه پدری مان آمدیم در دیوار کوچه را که می بینم گویی همه ی خاطرات کودکی ام یکی یکی از جلوی چشمم عبور می کردند. در بدو ورود از جانب خواهر استقبال می شویم وارد اتاق نشیمن شدم. در مقابلم برای چندمین بار تصویر بزرگ پدر و مادرم را می بینم، سلام کردم و آرام آرام به تصویر نزدیک شدم . به دور از نگاه همراهان با بغض حرف هایی را زیر لب زمزمه کردم.
حضور در حسینیه
ساعت 30/19 دقیقه وارد هیئت ابوالفضلی شدم. در چنین شب هایی، همه مهمان امام حسین (ع) هستیم فرقی نمی کند که هستی و از کجا آمده ای، مهم عزاداری است به محض ورود با عده ای در حدود 30 نفر احوال پرسی کردم و کنار دوستم آقای اشرفی پور نشستم. سفره انداز از جمعیت حاضر می خواهد صلوات بفرستند. بلافاصله سفره های یک بار مصرف را پهن کردند و ظرف آب گوشت همراه با نان محلی برای شام میهمانان آماده شد. پس از صرف شام دعای سفره خوانده شد:الحمد لله ربّ العالمین هنیئاً للآکلین و برکةً للباذلین. الحمد لله الّذی یُطعِمُ و لا یُطْعَم و یَرزُقُ و لایُرْزَق، زاد الله النّعم، دَفْعَ الله النّقَم، بِحَقّ سیّد العرب و العجم. اللّهم تَقَبَّل حَسنات المُحسنین لا سیّما هذا الأحْسان من هذا المحسن؛اللّهمَ اغفر للمؤمنین و المؤمنات و المسلمین و المسلمات الأحیاء منهم و الأموات لاسیّما اَمْواتَ الحاضرین، رَحِمَ اللّهُ من قَرَءَ الفاتِحَةَ مع الصَّلوات).
بلافاصله نوحه خوانان نوحه سرایی کردند. ساعت 30/20 دقیقه حاج آقا برای سخنرانی آماده شد. این تصمیم اعتراض مداحان را موجب شد زیرا معتقدبودند؛ با اتمام سخنرانی، مردم نیز متفرق خواهند شد. این مشکل با پا در میانی من حل شد.
بقیه در...
ادامه مطلب




