مرحوم حاج ملا علی برادر مرحوم ملا رمضان و یکی دیگر از ملاهای بهمن آباد بود. من از دوره ی پیش از نوجوانی، مسئول آوردن و بردن ایشا ن به هیات و منزلشان بودم. ایشان حافظه ی خوبی داشتند که بسیار شعر خوانی می کردند. من و نوه ی ایشان به نام قاسم همکلاس بودیم. مرحوم قاسم نیز مانند پدر بزرگش حافظه ای فوق العاده ای داشت طوری که وقتی بازرسین ویژه برای کنترل معلمین به مدرسه می آمدند از نحوه ی جواب دادن وی غافلگیر می شدند. اجداد 14معصوم را تا چندین نسل مسلسل وار برایشان آنها تشریح می کرد متأسفانه قاسم بیمار شد. من جندین بار به ملاقات او رفتم. در تمام دفعات و درعرض چند دقیقه خاطرات آن دوره را بازگو می کرد.

روحش شاد.

منظورم این بود که مرحوم حاج ملا علی، مرد اثر گذاری بود. علاوه بر اینها ایشان هیچ وقت برای کار خیری که انجام می داد وجهی دریافت نمی کرد. در ایام محرم که مرسوم بود وجهی به ملاها می دادند از گرفتن وجه خود داری می نمود و می گفت: برای هیات وسايل خریداری کنند. در مدتی که در بستر بیماری بودند بارها از ایشان عیادت کردم. در تمام مدت مرا دوست خطاب می کرد و می فرمود: تو دوست با وفای من هستی. ایشان در حلال وحرام حساسیت زیادی به خرج می دادند. روحش شاد.

مرحوم حاج شیخ ذاکری از دیگر ملای هاي بهمن آباد بود. ایشان از نظر سن و سال از دیگر ملاهای ده کوچکتر بودند. تفاوتش با دیگرملاها، شرکت او در کارهای جمعی بهمن آباد بود. ایشان بیشتر با مرحوم شیخ محمود شریعتی انس و الفت داشت. برای سخنرانی همیشه آماده بود. برایش تفاوتی نداشت که مستمعینش در چه سطحی از معلومات حضور دارند. ایشان کمتر مرثیه خوانی می کرد و بیشتر سخنرانی می نمود. انعطاف پذیر و با سیاست بود. مرحوم پدرم در ارتباط با انعطاف پذیری مرحوم حاج ملا (پدر حاج شیخ) که به او می گفتند حاج شیخ بزرگ برایم صحبت کرده بود من دو سه سال آخرعمر حاج ملا را به یاد دارم ولی الحق که او انسان با گذشت و دانایی بوده است. یادش گرامی باد.

آن چه گفتم منظورم رساندن این مطلب بود که مرحوم حاج شیخ از پدر مرحومش حاج ملا گذشت و دیگر خصوصیات نیک را آموخته و به کار می برد به حرفها و گاها" طعنه های عوام بی اعتنا بود. متأسفانه ایشان در اثر تصادف در یکی از خیابان های تهران مصدوم و مرحوم شدند.

خدایش بیامرزد.